Eمن

ای کاش تنها یک روز هم که شده تبدیل به یک every man تمام عیار بشوم ، تنها بخاطر اینکه بفهمم "او" ، "شما" و "ایشان" چگونه اینقدر راحت هستید . دلم می خواهد که تنها یک روز خودم را در خانه جا بگذارم و خیابان های تهران را بالا و پایین بروم و به بدن ها نگاه کنم و اصن خودم را به کل فراموش کنم ، مثل همه حرف بزنم ... بی دغدغه نگاه کنم و فکر کنم و ... و همه ی این ماه را فراموش کنم ، این ماه را دفن کنم و فردا پس فردایش در گوشه ی اتاق بمیرم .

پ.ن : every man یا یکی مثل همه ، عنوان کتابی به قلم فیلیپ راث می باشد ، گرچه محتوای کتاب ربطی به این تکه ی بالا ندارد .

/ 8 نظر / 14 بازدید
1ویراستار

منم جدیدن دلم میخواد همه ی آدمابمیرن حس بدی پیدا کردم!واقعن بعضی وقتادلم میخواد بمیرنا! الانم ازته دل می خوام تو بمیری!بمیر! منم بمیرم...

شهاب

یه وقتایی فکر میکنم به قول تو این every manها چی میفهمن از زندگیشون و ازشون بدم میاد ولی یه وقتایی هم فک میکنم اونجوری بهتره اونجوری راحت تر میشه زندگی کرد...حتی شک میکنم که شاید درستش این باشه!

زهرا

دقیقا این حس گاهی به آدم دست میده... خوبه گاهی از همه ی فارغ بشیم..حتی از خودمون...

زهرا

ویراستار حالش خوبه؟[ابرو]

...

وفردا پس فردایش مرگی که نمی آید و هیچ وقت نمیخواهد بیاید.بیاید...چقد ایده آل

سروش

اوری من ها همیشه راحت اند .... خوش بحالشون قلمت سبز [گل]

natali

ببین پس واجب شد بری تاتری که من امروز دیدم رو ببینی، آخه دقیقا یک شخصیت توی تیاتر کسیه که مدام جای دیگران زندگی کرده و رسما یک اوری من بوده. تاتر بام طهران. توی تاتر شهر. حال و هواتم عوض میشه [لبخند]