برای خالی نبودن عریضه

چه خوش است
ترانه اى که با سوت مى زنى
وقتى مست و سرخوش خیابان گردى مى کنى

اما چه اندوه بار است
همان ترانه
وقتى درون کوپه ى قطارى هستى

اورهان ولی
ترجمه‌ی احمد پوری
 
پ.ن : و لعنت به این گرمای تابستان ، یک تار موی گندیده ی زمستان و پاییز را با تابستان عوض نمی کنم ، هیچوقت .
/ 6 نظر / 17 بازدید
سفیدبرفی**

سلااام...وب خاصی دارید!!! این پستتون فوق العاده بود... میشد تک تک جملات رو تصور کرد! خیلی خوشحال میشم به من هم سری بزنید...البته اگه دوس داشتید...منتظر حضور سبزتون و نظراتتون هستم![گل]

حانیه

واقعا با تابستون امسال جونمون دراومد کاش همیشه زمستون بود .

elham

Vaghean... :(

مشق سکوت- رها

با اینکه مثلا زاده ی تابستونم، ولی اصصصلا این فصل رو دوست ندارم. تنها چیزی که از بچگی تا حالا باعث میشد به خودم انگیزه ای بدم برای گذروندن تابستون، آب باااازی بود[نیشخند] البته خب الان که خونه ها حیاط دار نیست، برای همون آب بازیم باید کلی مقدمات آماده کنی تا بتونی بری یه جایی که با خیال راحت بازی کنی

aytak

با پی نوشت موافقم از نوع شدیدش[چشمک]

نارنگی

لعنت!