بوی عیدی بوی توپ

نوشته زیر را درست در همین موقع از نوع پارسالش تو وبلاگ قبلیم نوشتم ، اگر وقت داشتی بخون :

(( وقتی که شبت 8 صبح باشه ، وقتی که صبحت 5 بعد از ظهر باشه ، همین میشه دیگه ، یکی گفت :داری شکل خفاش میشی ... چرا با خودت اینجوری می کنی ؟! جواب دادم : باشه . شب که میاد همه میخوابن ، هیشکی تلفونشو جواب نمیده ، هیچ صدایی نیست که مزاحمت بشه ، تو اتاقت تنهایی و این حس خوب بهت دست میده که هیشکی باهات کاری نداره ، هیشکی نیست بهت گیر بده . میتونی راحت در بطری را باز کنی ، بدون اینکه کسی بفهمه ، بعد از اینکه خوردی همونجا سرت رو بذاری رو بالش بکپی و اجازه بدی صدای داریوش تو گوشت بپیچه و به سقف زل بزنی .

چند شب بود که یکی داشت مرض می ورزید ، یا زنگ میزد ، یا اس میداد . گوشی رو سایلنت می کردم بازم نور گوشی ناراحتم می کرد ، طرف سعی داشت این حال خوب منو خراب کنه ، گوشیو روی شیکم اش می خوابوندم که نورشو نبینم ، ولی فکر اینکه داره زنگ می زنه هم حال منو بهم میزد ، گوشی رو خاموش کردم ، اما بازم یادش منو ناخوش می کرد . دیگه واقعا داشت حالم بهم می خورد . دیشب که همون دیروز خودمونه بهش زنگ زدم گفتم : بسه . اونم گوش کرد . چون حال اونم داشت بهم میخورد .

الانم تو اتاقم نه بوی عید می آد ، نه بهار . یه ساله که هیچ بویی نمیاد . میدونم برای من که نیومد . راستی داشت یادم میرفت ، سال نو مبارک ، امیدوارم هرچی میخوای بشه . امیدوارم . ))

آره .. شاید یک کم تلخه ... اما وقتی اوضاع شیرین نبود بگم شیرینه ؟!

اگر بخواهیم واقع بینانه به سال 90 نگاه کنیم ، می فهمیم که امسال هم خوب نبود ، از زندگی تا سیاست همه اش بد بود . {...} اما امسال از سال های قبل هم بد تر بود . من که با هرکسی صحبت کردم تقریبا همین نظر را داشته است ، شاید چند اتفاق خوب هم داشت ، اما اگر کلی و صمیمی به زندگی خودمان نگاه کنیم می فهمیم که سال خوبی را پشت سر نگذاشتیم .

اما چه میشه کرد ، این زمان در حال گذر است و با گذر هر لحظه از آن ، زمان خوب بودن را از دست می دهیم ، ای کاش ما نیز همراه با برگه های تقویم عوض می شدیم و با آمدن نوروز ما هم "نو" می شدیم ، انسانی نو و خوب ، اما افسوس که قالب اوقات اینطور نیست ، ما همان آدم های قبلی هستیم که فقط لباس هایمان تغییر کرده ، شاید شب بخوابیم و فردایش بیدار شویم و سال عوض شده باشد ، این سال ها که آنقدر برنامه های ماهواره خوب شده که شک دارم کسی لحظه ی سال تحویل خواب باشه . پس اگر بیدار می مانیم ، بیاییم همگی با هم در آن لحظه ای که تنها سیصد و شصت و اندی روز یک بار اتفاق می افتد از اعماق دل و ذهنمان فقط به فکر خودمان باشیم و از خدا بخواهیم که تغییر کنیم ، تغییری بزرگ و در جهت مثبت .

امیدوارم سال 91 سال خوبی باشه ، اگر دوست دارید شعر "فریدون مشیری" را بخوانید به اینجا بروید .

/ 6 نظر / 15 بازدید
شایدتنها

سلامممممم..............[لبخند] سخت نگیر... خودت سالتو بساز...... برات بهترینها رو آرزو میکنم...[گل]

هوا

منم امیدوارم،بیاید همگی دعا کنیم .

تاریک

آدم به امید زنده است مرد . ایشالا فردا یک روز بهتری باشه ..

تاریک

یادم باشه من از اون آهنگ لیدی یک خاطره دارم برات بگم ...

شکلات

من اصلا با این نوع تقسیم بندی که چه سالی خوب بود چه سالی بد موافق نیستم. آدمی باید هر روزش رو بسازه، از گذشته‏اش عبرت بگیره و به آینده امیدوار باشه. همین...

زهرا

اینکه همه حس میکنن سال قبل براشون خوب نبوده راست نیست.اگه خوب نگاه کنیم سال بدی نبوده فقط این حس افسردگی زیادی مد شده.همه سعی دارن بگن افسرده شدند.وگرنه همه ی روزای خدا مثل هم اند. امیدورام امسال بهتر از پارسال باشه.