ای کاش می توانستم دی اکتیو شوم

خسته ام از سوال های سخت ، پاسخ های پیچیده/از کلمات سنگین/فکر های عمیق/پیچ های تند/نشانه های با معنا ، بی معنا/دلم تنگ می شود گاهی/برای/یک "دوستت دارم" ساده/دو "فنجان قهوه داغ"/ سه "روز" تعطیلی در زمستان/چهار "خنده" بلند/و/پنج "انگشت" دوست داشتنی

این از مستور بود ، از این به بعد از خودمه (فک نکنی از مستوره ! )

کاش می توانستم تا چند روز هیچ حرفی نشنوم و کاری کنم که هیچ تلفنی زنگ نخورد و هیچ مسیجی نرسد . کاش می توانستم برای چند روز نامرعی شوم تا هیچ کس مرا نبیند و هیچ به من نگویند و من هیچ چیز را احساس نکنم . ای کاش می توانستم برای چند روز دی اکتیو شوم . خیلی خسته شدم ، دیگر تحمل این همه زندگی را ندارم . آنقدر شنیده ام که شنیده دانم لبریز از حرف شده است . ای کاش خدا فقط برای چند روز به من مرخصی می داد ، به خدا زندگی خیلی سخت است ، برای هر کاری چند روز مرخصی در نظر می گیرند اما زندگی را دو راه بیشتر نیست ؛ استعفا یا بازنشستگی . تا بازنشستگی من که خیلی مانده (حداقل اینطور فکر می کنم ) و استعفا را که چه بگویم ... در توانم نیست ، یعنی نمی خواهم استعفا بدهم ، من از همش که ناراضی نیستم ، یعنی از همش راضی نیستم . درسته بیشترش بده ولی خوب هم داره ، من خوباشم دوست دارم . فقط اگه چند روز می شد که مرخصی بگیرم و بعدش دوباره ادامه بدم خیلی خوب میشد . دیگه خسته شدم خدا ! آخه چقدر زندگی پشت سر هم ؟! یه فرجه ای چه میدونم تعطیلی چیزی برای آدما یا حداقل من در نظر بگیر دیگه ! به خدا سخته ، به جان خودم سخته ، خیلی هم سخته .

اگه کسی راه حلی داره بگه شاید شد .

در این چند روز آنقدر شنیدم و آنقدر فکر کردم که دیگر هیچ توانی برای نگاه کردن در چشم استاد هم برایم نمانده چه برسد به اینکه به صدای او نیز گوش بدم و خدای نکرده درسش را بفهمم ، پس داشگاه را پیچاندم و هم چنان نیز می پیچانم . در این چند روز آنقدر این و آن را پیچاندم که پیچ گوشتی پیچاندنم خراب شد ، همه را پیچاندم ولی یکیشان هیچ جوری نپیچید و آن همان زندگی بود . تازه این همه پیچاندم وضعم این است ! اگر نمی پیچاندم و آن ها هم اضافه می شد چه حالی داشتم ! دیگر باید به فکر همون استعفا می افتادم و به یه روشی خودم را برکنار می کردم .این چند روز خیلی سخت گذشت و من به چند روز استراحت نیاز دارم ، استراحت و راحتی از زندگی ، آن هم فقط برای چند روز نه برای همیشه . فقط ای کاش برای چند روز دی اکتیو می شدم تا کسی با من کار نداشته باشد و از دسترس خارج می شدم تا بیخیالم شوند . ای کاش ....

پ.ن 1 : این چند روز اینگونه بودم و شاید چند روز دیگر آنگونه باشم . هر چه هست به دنبال راهی برای مرخصی چند روزه می گردم . شاید هم تا چند روز دیگر کاری کردم که ترفیع درجه بگیرم و برای همیشه از این مرحله از زندگی خسته کننده راحت شوم . فقط ای کاش که بشود .

پ.ن 2 : کلا چی گفتم ؟؟!!

پ.ن 3 : فردا میرم مسافرت (23/8) شاید اینجوری برای چند روز از دسترس خارج شدم

/ 17 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شایدتنها

سلاممممم..........[لبخند] یادم نمیاد چی گفتم.....[ناراحت] ولی منم یه وقتایی خیلی مرخصی رفتن رو دوس دارم..... حالا کجا رفتی.......؟؟؟ از سفرت هم باید بگی هاااا.......... واینکه تاثیری داشت یا نه.........؟؟؟؟!!!

تربچه

پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند... عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند... بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند... محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند... [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

تربچه

سلامـــــــ ╬♥═╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ اومدم یه خبری بدم و برم ♥☻♥ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ آپم نمی خوای بیای ؟بدو بیا ♥☻♥ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ♥☻♥مـــــــــــــنــــــــــتظــــــــرتــــــــــــــــــــم♥☻♥

سروش

این چند وقت که من بهت سر نزدم کجاها رفتی ؟؟؟!!!! [چشمک]

تربچه

چی رسم چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [من نبودم][اضطراب][متفکر]

داش رضا

سلام. یادمه تقریبا هم سن و سال خودت بودم... ترم 2 یا 3 نمیدونم، ولی عین همین جمله ها و معنی ها رو توی وبلاگم نوشتم. یکبار به دوستی گفتم که چه کنم؟! گفت: ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم... موجیم که اسودگی ما عدم ماست!! موجی که نره و نیاد دیگه موج نیست... یه آب راکد و مرده است که به زودی تغییر رنگ میده. خلاصه یه مدت به مسئله مرخصی فکر کردم... دیدم وقتم رو پای چیزهای بیهوده یا نه چندان پراهمیت میگذارم و استرس زیادی به خودم تحمیل میکنم برای چیزی که شاید حتی در حیطه اختیار و اراده من هم نیست. به خودم گفتم: ول کن برو!! برو دنبال مسائل اصلی زندگیت! اسم این روش رو گذاشتم روشِ ول کن برو!! به نوعی همون پیچوندن منتها برای مسائل کم اهمیت تر. به نظرم شادی و سلامتی اولویت شون بالاتر از تمام اولویت های دیگه است. شاد و سالم باشی [لبخند]

شایدتنها

ای بابا..............[قهر] بیا از سفرت بگو دیگه..............[منتظر]

حسنا

سلام امیر خوبی؟؟؟ آخی چرا اینقدر خسته. ایشالا از سفر ک ب سلامت برگشتی از طبیعت کلی انرژی گرفته باشی آپم منتظرتم امیدوارم وقتی واسم کامنت میذاری سرحال باشی علی یارت

Anahita

حتی دی اکتیو شدن هم اراده و یک ذهن باز میخواد!:( کاش میشد....

strawberry girl

حکایت من در مشت روزگار دچار... پرنده ایست که پیش از رها شدن مرده است!.....