تصویری زشت و زیبا

خاطرات تو تصویری در ذهن من شد

 

بارانی که می بارید

پاسبان شمالی

میدان انقلاب

خیابان دست راست دانشگاه

مانتوی خیس

بطری شراب

و عکس هایت

 

بارانی که می بارید

بوسه ی اول

بوسه ی دوم

و بقایای نگاهت

از زاویه ی 45 درجه

 

بارانی که می بارید

و پشت شیشه مات بود

سیگار اول

سیگار دوم

دیدن ته بطری

و سهراب که نفهمید و شاید هم یادش رفته بود و شاید هم حالش را نداشت

 

و مریم

درخیابان دست راست دانشگاه

زیر چراغی که باران بر رویش می بارید

اولی نه

دومی

خواند : " آب دریاه ها ... "

و من شنیدم : " دیگر از سقف زمانه ... "

 

و غربت تو در

شب های شلوغ و زشت و زیبای شهر من

با اتوموبیل های دونفره ای

که

زنی در همه ی آن ها

خاطرات تو را

از نو می نوشت

 

پ.ن1 : اب دریاها نام یکی از داستان های معروفی و دیگر از سقف زمانه قسمتی از آهنگ فرامرز اصلانی بود

پ.ن2 : امتحان های این ترم از امتحان های الهی هم سخت تر بود !

پ.ن 3 : نکنه طرف دافی چیزی شده که انقدر راحت حرف میزنه ؟!

 

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهیا

سلام.........وقتتون بخبر.........

حانیه

هرچه می روم نمی رسم می ترسم من باشم کلاغ اخر قصه ...

elham

این روزها معنای زندگی... نهفته در لبخند پرندگان به انسان هایی است که از آخرین تکه ی نان شان هم نمی گذرند

elham

چه آپ قشنگی..

manna

سلامممم... چطووووووووری؟؟؟؟؟؟ عالییییییییی بوووووووووووووووود...

کی داف شده؟مگه چطوری حرف می زنه؟

اسیر

یک خورده نامفهومه ، ولی قشنگه