کلت کمری

امشب خواستم ، گفتم ، عصبانی شدم از نداشته ها ، از نبوده ها ، از حس های رفته و حس های آمده ، نوشتم ، گوش کردم ، خواندم و گفتم خدا ، چی می شد اگر غیر از این می شد ، همه ی عمرم این را گفتم ، ولی ایمان دارم که یه روزی که نمی دونم خیلی دوره یا نزدیک ، درست می شه ، پیش خودم گفتم ، اندکی صبر ... ای کاش نزدیک بود ، ولی میشه ، سحر نشد ، یه وقت دیگه ، اما میشه که برم ، برم و بتونم ، ولی گفتم کاشکی زود تر .

تو این چند روزه هم به جای خالی یک عددوسیله ی کشنده در داخل کیف هامونی ام پی بردم ، اگر در شرایطش قرار بگیرید می فهمید که چی میگم .

پ.ن : ندارد .

/ 8 نظر / 12 بازدید
شایدتنها

آپ کردم امیر

سروش

واقعا بعضی موقع ها یک کلت کمری میخوام ...

ژولیت

کلت کمری اسباب بازی بچگی های من بود برای چند ماهی

رها

عجب! نه تا این حد...نه؟

زهرا

وسیله کشنده؟؟؟؟[تعجب]