مردی که گم شده

مردی که گم شده در این دنیای سردرگمی ها=وب و زمین

fresh

در سکوتی مانده بودم نا امید

روزم بلند شبم کوتاه مویم سپید

هر چه که بود بیهوده بود رنگی نداشت

دفتر عمر ورق میخورد آهنگی نداشت

لاکن در آن سکوت گران کسی رسید

کسی که جان به جان خسته ام دمید

هر چه بد بود از یادم رفت اندازه شدم

مه رو وا کرد خورشید آمد تازه شدم

پ.ن 1 : این روز ها خیلی راحت میشه به زندگی گفت : هه هه ^

پ.ن 2 : این انار زخمی ، طرح جلد کتاب جدید "مصطفی مستور" است ، من از آن اول مستور را دوست داشتم ، شخصیت های داستان های او عموما ثابت هستند و در داستان های مختلف به عنوان شخصیت های فرعی ظاهر می شوند ، همین ظاهر شدن ها باعث میشود تا هورمون های مغزت شروع به ترشح کنند و موهای بدنت سیخ سیخ بشن ، شاید هم چند قطره اشک شیرین بریزی ، و اگر مثل من کتاب را یک شبه می خوانی فردای آن شب حالت خوش نباشد و تنها به تنهایی ِ سوسن ، رحمت ، الیاس و ... پدر ِ نگار فکر کنی و یک سوال در ذهنت شکل بگیرد ... چرا

اسم این کتاب "سه گزارش کوتاه درباره ی نوید و نگار" است ، کمی از ذهنتان را به دور بریزید ، از دزدی اینترنتی از پروفایل ِ نزدیکان دست بردارید و از روی صندلی بلند شوید و بر زمین بنشینید و "مستور" را خالصانه فقط و فقط بخوانید .

پ.ن 3 : شعر بالا فقط با صدای مالکش (فرامرز) به دل می نشیند .

پ.ن 4 (18 اسفند) : امروز سیمین از زمین جدا شد ، امروز روز پایان جدایی جلال از سیمین بود . "سیمین دانشور" برای من زنده است ، سیمین همیشه برای من زنده خواهد بود . در ادامه مطلب نوشته ای کوتاه از ایشان را منتشر می کنم .


... گریه نکن خواهرم. در خانه‌ ات درختی خواهد رویید و درخت‌ هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت ... و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌ آمدی سحر را ندیدی؟...!

... در این دنیا همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس. آدمیزاد می تواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا کند. می تواند آب ها را بخشکاند. می تواند چرخ و فلک را به هم بریزد. آدمیزاد حکایتی است. می تواند همه جور حکایتی باشد. حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت ... و حکایت پهلوانی ... بدن آدمیزاد شکننده است اما هیچ نیرویی در این دنیا به قدرت نیروی روحی او نمی رسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد...!

سووشون / سیمین دانشور

   + امیر ; ٢:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱۸
comment نظرات ()