مردی که گم شده

مردی که گم شده در این دنیای سردرگمی ها=وب و زمین

معرفی مجموعه شعر و دکلمه هستی؟ نوشته دکتر ستار صالحی

Are you here ?

آیا هستی ؟ نمی دانم، هیچ کس نمی داند آن کسی که رفته است، هست یا نیست. در ظاهر سوال ساده ای است اما پاسخ به آن بسیار پیچیده است، "هر آنقدر دور هستی باز هستی" ، " باز هم بگو بر من که نیستی/بدانم نیستی و دلخوش نباشم بر این هستی"

این مجموعه شعر به همراه دکلمه های شاعر بر روی آهنگ های منتخبی از نوازندگان مختلف دنیا پا به کتاب فروشی ها گذاشته است، با شنیدن دکلمه ی هر کدام از شعر ها،حس و حالی به آدم دست می دهد که انگار یک زمانی در جایی دور و شاید خیلی نزدیک آن را تجربه کرده است، صدای گرم شاعر و کلام او درست دست می گذارد بر روی آن نقطه های مبهم از قلب آدم که همیشه هستند ولی هیچوقت بیان نمی شوند و با شنیدن آهنگی یا دیدن فیلمی و یا شنیدن دکلمه ای سر باز می کنند و خودشان را نشان می دهند، مثل ترک اول که در اوج سادگی حس آن زمان هایی را به آدم می دهد که مدتی از شور و عشق دوران اول گذشته است و آدم در خلوت خودش به گذشته نگاه می کند و از خوش می پرسد "یاد داری که چه احساسی بود؟/آن همه غرق شدن/در میان آسمان آبی دوست داشتن/یاد داری؟" و انگار در خیال خودش با معشوقه اش سخن می گوید "در میان برگ های دلپذیر پاییز/طعم دردناک خزان/ زیر پای من و تو گم می شد" و آهی می کشد و با خودش می گوید من چه حسی داشتم ؟ یاد آن روزها بخیر، یاد رنگ آن روزها، سایه روشن های رنگ های خدا ... و درست در آخرین خطوط می گوید "یاد آن سوختن بخیر/کین چنین خاکستری بر باد رفت" تمامی لغت ها و نماد ها همان نقطه های مبهم در قلب آدم را تکان می دهند.

مجموعه شعر هستی مثل دیگر مجموعه شعر ها نیست که شاعر یک روز صبح از خواب بیدار شده باشد  با خودش بگوید خوب می خواهم امروز یک شعر بسرایم و کاغذ و قلمی مقابل خودش بگذارد و شروع کند به سرودن، مجموعه شعر هستی دلنوشته هایی است که شاعر در طول 13 سال دست به قلم بودن در زمان های مختلف و با حسِ و حال واقعی همان لحظه آن ها را نوشته است، مثلا ترک چهارم دکلمه ها (چهرمین شعر مجموعه) که درست آن صحنه های شب بیداری کشیدن ها را برای خواننده تصویر می کند، آن حس و حال عجیب و دلتنگی تلخی که شیرین است، آن حسی که همیشه شب به سراغ آدم می آید و آدم نمی تواند آن حس را از خود دور کند و ته دلش هم نمی خواهد که این کار را کند، من اینطور برداشت می کنم که تمامی شعر های این مجموعه از حس و حال های واقعی تراوش شده اند و این خیلی خوب است. در نقطه مقابل این چنین شعر ها و دلنوشته ها اشعاری هستند که شاعر تصمیم بر سرودن آن ها گرفته، من با خواندن این چنین شعر ها هیچ حسِ خوبی دریافت نمی کنم، مثل شعر های رسول یونان، یادم است فردی برایم تعریف می کرد رسول یونان اینطور شعر می گوید که صبح ها به کافه می رود و تا شب که برگردد خانه شعر می سراید حال این شعر ها درباره کوه و دشت باشه یا همان کافه ... اینطور شعر گفتن بر دل نمی نشیند و هیچ حسِ خوبی به خواننده نمی دهد، شعر از حس بر می آید و باید به اصطلاح واقعی باشد.

ای کاش این روال دنبال شود که شاعران ما سی دی دکلمه هایشان را هم با کتاب هایشان عرضه کنند، زیرا که جان کلام شاعر در صدایش و نوع خواندنِ خودش است، قطعا شنیدن شعر های یک شاعر با خواندن همان شعر ها توسط خواننده زمین تا آسمان حس های متفاوتی به آدم می دهد، من حتی دوست دارم داستان های مورد علاقه ام را هم با صدای خودِ نویسنده بشنوم، زیرا که آن حسِ ناب در صدای نویسنده آن اثر تجلی پیدا می کند.

ترکیب کلامی که از دل بیرون آمده است و موسیقی های دلنشین اعجاز می کند، پیبشنهاد من خواندن و شنیدن همه اشعارِ مجموعه شعر هستی نوشته آقای ستار صالحی است.

   + امیر ; ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۳۱
comment نظرات ()