مردی که گم شده

مردی که گم شده در این دنیای سردرگمی ها=وب و زمین

این ها همه بهانه اند

همچون پیر مردی که هر روز صبح در صف شیر می ایستد خسته ام . زندگی را چه سود وقتی که یک نفر ِ زندگی ات با هر حرفی پشتت را خالی می کند ؟ چه سود وقتی که از سه حرف گویی و او ... مدعی نیستم اما ادعایم از دیگران کمتر نیست .

خسته ام ، از چرخش هر روزه ی زمین ِ گرد ِ لعنتی ِ لرزان خسته ام ، از این بحث ها و قضاوت ها خسته ام ، از اینکه هر روز با سرعت شب می شود و شب ها با سرعت به روز می رسند خسته ام ، دوست دارم شب کش بیاید اما زمان نه . دلم هوای یک آسودگی ِ گرم ِ مطلق ِ بی منت را کرده است .

از بازی های هر روز آدم ها خسته ام ، از این برخورد های تصنعی و داستان سازی از هر اتفاق کوچک خسته ام ، چرا هیچکس به این موضوع فکر نمی کند که خیلی وقت ها خیلی چیز ها اتفاقی اند ؟

گاهی پیش خودم فکر می کنم شاید توهم آنقدر خسته می شوی و شاید حوصله ات سر می رود که گاه و بی گاه دست به این بازی های بچه گانه می زنی ، کمی فکر کن ، فکر کن که این بازی ها ، پشت ِ هم امتیاز می گیرند ، حتی اگر باخت را احساس نکنی .

آروز می کنم در این روزگار سرشار از فجایع کمی صبور باشیم و کمی درک کنیم ، ببینیم و کمتر بگوییم . حرف های اضافی اتفاق های بد می سازند . کاش همه ی ما زرافه هایی بودیم ، لال و پر فهم ، شاید آنگونه مثل آن زوج فیلیپینی و ایرانی-امریکایی که زبان هم را نمی فهمیدند تا سال های سال در کنار هم آسوده می بودیم . بی ربط ؛ زهی خیال باطل ! معنی زندگی را گم کرده ایم ، این ها همه بهانه اند .

پ.ن 1: فکر نکنیم کسی به دنبال تلافی آن کار بدی است که در حق اش کرده ایم ، به دنبال این باشیم که خود آن اتفاق را برای او جبران کنیم ، شاید او به دنبال تلافی کردن نیست و حالش عوض شده است .

پ.ن 2: فیلم "برف روی کاج ها" را حتما ببینید ... یه نفری ... دو نفری ... گروهی ... فقط این فیلم را ببینید ، خیلی وقته پیشنهاد بی شرمانه ندادم ، اما پیشنهاد می کنم این فیلم را حتما ببینید ! بعد از دو سال مجوز اکران عمومی این فیلم صادر شده و همین قدر بدانید این فیلم از طرف {ا...ح..ا..} تحریم شده است . داستان این فیلم حکایت عشق و خیانت و دوست داشتن های نا گفتنی و گفتنی است . اگر بشه برای بار دوم این فیلم رو حتما می بینم ، خراب اون صحنه ی هماهنگ کردن لباس بین صابر ابر و مهناز افشار از پشت پنجره ام ، این صحنه بغض داشت ، حرف داشت ، ولی گفته نشد .

   + امیر ; ۳:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٤
comment نظرات ()