مردی که گم شده

مردی که گم شده در این دنیای سردرگمی ها=وب و زمین

این است ...

بعضی وقت ها زمان کش می آید ، درست وقت هایی که غرق فکری ، در زمان فرو می روی ، بزرگ تر از آن می شوی ، تمام خاطراتت از زمان اول تا آخر جلوی چشم هایت ردیف می شوند ، تو می مانی و خودت و دست هایی که برای حرکت کردن کش می آیند ، قلبت تند می زند ، تو می مانی و غم . حسرت لحظه های خوب از دست رفته را می خوری ، می مانی با حسرت لحظه های خوبی که قرار بود باشند .

(برگرفته از لحظه ها )

 

و قسم به چشمان خیس

دنیا هنوز خوبی دارد

می توانم به یک چیز خوب در دنیا دلخوش کنم ...

به نقطه های زیبا

به لحظه های خوب

پ.ن 1: یادمه چند وقت پیش یه کافه ای رفته بودم که یه ساعت جالب رو دیوارش داشت ، ساعته عقربه هاش برعکس می رفت ، تو نگاه اول به نظر کلافه کننده می آمد ، ولی الان که بهش فکر می کنم می بینم ساعت خوبی بود ،بعضی وقت ها به کار آدم میاد .

پ.ن 2 : تک تک ِ مغزا رو گ....م .

   + امیر ; ٧:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٩
comment نظرات ()