مردی که گم شده

مردی که گم شده در این دنیای سردرگمی ها=وب و زمین

زرد

فصل سایه مرده

ابرهای تیره آمده اند؛ بی سایه

برگ های زرد دلنشین

نور همه جا هست

تو تاریک ترین کافه

تو تاریک ترین مهمونی دنیا

تو چند نقطه دلبرانه

انگار که در این خنکی

خورشید ...

روبروی من نشسته؛ لبخند می زنه

   + امیر ; ۱:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢٧
comment نظرات ()